سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
نگین غرب مالکین واقعی
1 2 >














imam zaman 066


 




 


 


  


                                        بنام خدا


در تحولات رخ داده در پرونده نگین غرب نکات مثبت ومنفی به چشم می خورد که از دید اعضا به دور نبوده وشاهد مسائل پیش امده ای بوده ایم.


یکی از نقاط روشن در این پرونده گام بلندی بود که جهت ساخت وساز برداشته شدتابا تکمیل وتحویل آپارتمانها اعضای محترم به حق وحقوق خود برسند.


طبیعی است که شروع کار فراز ونشیب های متعددی رادر پیش رو خواهد داشت ولی می توان با بکار گیری از ابزارها وتجارب شرکت طرف قرارداد اعضا جلوی کلی از مشکلات را گرفت وبا دادن سرعت به امر ساخت وتحویل آپارتمانها به اعضا حجم سنگین پرونده را سبک نمود.


پرواضع است که تمامی سازه هایی که در پروزه نگین غرب به چشم می خورد در زمان خود آقای فروغی ساخته وتکمیل شده بود واماده تحویل کلید به اعضا بود البته با شرایط متفاوت تر که در ان زمان با توافق بین اعضا وشرکت صورت می گرفت ورضایت طرفین را  نیزدر برداشت.


ولی افسوس افرادی مغرض واعضا نمابا سناریوی از پیش تعیین شده وکش دادن مسئله و با هرج ومرج نشان دادن موضوع پرونده اب را گل الود کرده تا به اهداف خود برسند که زیاده خواهی انان چندین سال این قشر ضعیف جامعه رادر بلاتکلیفی نگاه داشت که امیدوارم که به سزای عمل خائنانه خود برسند.


همین جا ضمن تشکر از دست اندر کاران وقت پرونده که با زحمات شبانه روزی خود جهت حل پرونده تلاش می کنند را خواهانیم واز ریاست دادگاه محترم با پشتیوانه هزاران امضای اعضای تعیین واحد شده وبلاتکلیف که تحویل دادگاه محترم شده تقاضای حضور مدیریت شرکت اقای غلامرضافروغی را در راس امورشرکت با نظارت دادگاه محترم میباشیم امید است که با عنایات خیر خواهانه وخداپسندانه گامی بلندتر جهت حل مشکلات این پرونده برداشته شود وشتابی مضاعف در این امر صورت گیردانشالله.


  



سر سفره او نشسته ایم


 
بخش: فرمایشات آیت الله بهجت«قدّس سرّه»
مجموعه: خداوند متعال


بدانید که در وقتى [که ] ما خلوت کردیم [خداوند] مطّلع است ، وقتى جلوى مردم هستیم مطّلع است ، حرف مى زنیم مطّلع است ، ساکتیم مطّلع است .
همین که شخص مطّلع شد - صاحب این خانه ، صاحب این عالم ، از هر فرد فرد، به تمام افعال و تروک ، به تمام زوایا مطّلع شد، آنچه که نیّت کرده و مى کند، آنها را هم مطّلع است ؛ بلکه نیّت خیر را مى نویسد، نیّت شرّ را نمى نویسد تا شرّ محقّق نشده ، شرّ هم که محقّق شد، یک مقدار صبر مى کند تا ببیند توبه مى کند یا نه ، برمى گردد یا نه ؟ - کار تمام است .


مقصود، همین که انسان بداند که خدا مى داند، کار تمام شد، دیگر معطّل نباشد، همه چیز را تا به آخر مى فهمد، [که ] چه باید بکند و چه باید نکند، از چه منتفع مى شود و از چه متضرّر مى شود، [خداوند] ما را مى بیند.
[آیا] مى توانیم [با اینکه ] سر سفره او نشسته ایم ، با همدیگر نزاع بکنیم ؟ [مثلاً] آن غذا را من جلوتر دیدم ، من باید بخورم ؛ او مى گوید من اوّل این را برداشتم ، من باید این غذا را بخورم ، سر این دعوا بکنیم و مقابله بکنیم ؟
تمام این جنگهایى که حکومتها دارند، از همین قبیل است ؛ سر سفره کریم نشسته اند، او هم مى بیند.
دستور هم معلوم است که چیست ، [خداوند] از چه خوشش ‍ مى آید، از چه بدش مى آید: از آزار به غیر حقّ بدش مى آید؛ از احسان به حقّ در جایش خوشش مى آید، همه اینها را مى داند و ما هم مى دانیم که او این دستور را داده و اینها را مى داند و مى بیند، آیا این کار [ها] را مى کنیم ؟
آدم جلوى یک نفر آدم عادى هر گونه معصیّت نمى کند، با اینکه شخص عادى است ، شاید قدرت من از قدرت او بیشتر باشد نتواند به من [کارى کند]، اما همینقدر به من بدبین مى شود، با من بد مى شود، یک وقتى اگر فرصت پیدا کرد کار ما را تصفیه مى کند. اما خدا که این جور نیست ، خدا قادر است و عالم است و دستور هم داده و مى داند ((چه کسى مى داند و چه کسى نمى داند))، همه اینها را مى داند.
[آیا] جلوى او مى توانیم مخفى بکنیم ، یا نه آشکار کنیم طورى نمى شود، نمى تواند کارى بکند، آیا این جور است ؟ [آیا] هیچ فایده براى ما دارد، [آیا] مى توانیم مخفى کنیم ؟
انسان یا غیرانسان مکلّف ، به جایى شقاوتش مى رسد که اصلاً این مطالب کانّه به گوشش نخورده که خدایى داریم بیناست ، شنواست ، داناست ، قادرست ، رحیم و کریم است . قادرست یک سر سوزنى اگر در راه او صرف بشود، مزدش را بدهد، یک همچنین [خدایى است ].



  


روزآخرچقدرعرفانیست¸.          چشمهایم عجیب بارانیست¸.


عطرجنت تمام شد افسوس                         آخرین لحظه های مهمانیست


بیائیم این لحظات آخررو به مدد لطف یارقدردان باشیم وازمهمانان سربلند وروسپید این ماه باشیم... 



  



  


ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ